پیام‌هایی که برای تسلیت به درگذشت بهرام بیضایی نوشته شد

پیام‌هایی که برای تسلیت به درگذشت بهرام بیضایی نوشته شد

به گزارش خبرگزاری نیوز تودی،، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان برجسته تئاتر و سینمای ایران، روز گذشته پنجم دی‌ماه ۱۴۰۴ و هم‌زمان با سالروز تولدش، در سن ۸۷ سالگی درگذشت. انتشار خبر درگذشت این چهره تأثیرگذار فرهنگ و هنر ایران، با واکنش‌ها و پیام‌های تسلیت متعددی از سوی نهادها و سازمان‌های فرهنگی و سینمایی کشور همراه

ایرانی‌ترین نویسنده‌مان قلمش را به ما سپرد و رفت/ یادداشت ایوب آقاخانی در عزای بهرام بیضایی

ایرانی‌ترین نویسنده‌مان قلمش را به ما سپرد و رفت/ یادداشت ایوب آقاخانی در عزای بهرام بیضایی

ایرانی بودن هم… این‌جا اجر بزرگان دیگر این سرزمین را ناماجور نمی‌کنم اما ایرانی‌ترین نویسنده‌مان قلمش را به ما سپرد و رفت… تو می‌توانی برای اقناع مخاطبانت دلیل بیاوری تا اثبات کنی چرا به قول بزرگی، داستایوفسکی قلدرتر از تولستوی، استاندال بارورتر از زولا، اونیل ششدانگ‌تر از هر که در این یکصد ساله درام نوشته

یکی از بهترین هنرمندان ایرانی چشم به راه خانه، از دنیا رفت/ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را چه می‌ماند، مگر اندوه؟/نویسندگان برای نیوز تودی نوشتند

یکی از بهترین هنرمندان ایرانی چشم به راه خانه، از دنیا رفت/ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را چه می‌ماند، مگر اندوه؟/نویسندگان برای نیوز تودی نوشتند

به گزارش خبرگزاری نیوز تودی، از لحظه دیدن تیتر خبر درگذشت بهرام بیضایی از یگانه‌ترین نام‌های عرصه سینما و تئاتر ایران، علاقه‌مندی به فرهنگ و هنر ایران وجود ندارد، که آه نکشیده باشد. بهرام بیضایی، پنجم‌ دی‌ماه، در سالروز تولدش، در ۸۷ سالگی، در آمریکا درگذشت. آن هم در حالی که، ۱۵ سال اخیر را،

همیشه‌منتقدِ بیداد و سانسور/ ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را، چه می‌ماند مگر اندوه؟/ یادداشت علی مسعودی‌نیا در عزای بهرام بیضایی

همیشه‌منتقدِ بیداد و سانسور/ ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را، چه می‌ماند مگر اندوه؟/ یادداشت علی مسعودی‌نیا در عزای بهرام بیضایی

چه غریب که یکی از ایرانی‌ترین ایرانیان غریبانه در زادروزش چشم از جهان فرومی‌بندد در غربت. تو نگو هنرمندی گرامی، که تکه‌ای سترگ و گرامی از فرهنگ ماست که چنین دور از خاک خویش ما را بدرود می‌گوید و ماندگانی که راندندش را چه می‌ماند مگر شرم و ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را چه

هزار افسوس که بسیار کسان او را از این خانه ترساندند و ناچار کوچاندند/ یادداشت فارِس باقری در عزای بهرام بیضایی

هزار افسوس که بسیار کسان او را از این خانه ترساندند و ناچار کوچاندند/ یادداشت فارِس باقری در عزای بهرام بیضایی

برهنگی، تاریخی دارد؛ تن‌پوشی هم تاریخی. تن‌­پوشی، همان‌­قدر قدمت دارد که برهنگیِ ما. ما چه‌وقت برهنه‌­ایم و چه‌وقت پوشیده؟ انسان بادکنکی نیست که در آن روح دمیده باشند. روح همیشه برهنه است، برهنه و نادیدنی به مانند فرهنگ هر کشوری. تن­‌پوش‌­های ما و برهنگی ما، روح و جسم فرهنگ ماست. ما در طول تاریخِ خود؛

چه دردناک است او را در تابوت دیدن/ یادداشت بهروز غریب‌پور در عزای بهرام بیضایی

چه دردناک است او را در تابوت دیدن/ یادداشت بهروز غریب‌پور در عزای بهرام بیضایی

از زبان فردوسی بزرگ، که در این سال‌ها دغدغه‌ی دائم بهرام بیضائی بود، با بغضی که هنوز نترکیده، با اشک‌هایی که هنوز بر گونه‌های جاری نشده اما بی‌شک، بغضم خواهید ترکید و اشک‌هایم جاری خواهند شد چراکه یکی بزرگان تئاتر و سینما ی ایران در غربتی دردناک جان باخت. من در «پهلوان اکبر» او بازی