همیشه‌منتقدِ بیداد و سانسور/ ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را، چه می‌ماند مگر اندوه؟/ یادداشت علی مسعودی‌نیا در عزای بهرام بیضایی

همیشه‌منتقدِ بیداد و سانسور/ ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را، چه می‌ماند مگر اندوه؟/ یادداشت علی مسعودی‌نیا در عزای بهرام بیضایی

چه غریب که یکی از ایرانی‌ترین ایرانیان غریبانه در زادروزش چشم از جهان فرومی‌بندد در غربت. تو نگو هنرمندی گرامی، که تکه‌ای سترگ و گرامی از فرهنگ ماست که چنین دور از خاک خویش ما را بدرود می‌گوید و ماندگانی که راندندش را چه می‌ماند مگر شرم و ما درماندگان که چشم‌به‌راهش بودیم را چه

شنبه، ششم دی‌ماه، ایرانِ غم‌زده، یکی از ایرانی‌ترین هنرمندان خود را در غربت از دست داد/اصغر فرهادی، نغمه ثمینی، حسن فتحی وافشین هاشمی از بیضایی نوشتند

شنبه، ششم دی‌ماه، ایرانِ غم‌زده، یکی از ایرانی‌ترین هنرمندان خود را در غربت از دست داد/اصغر فرهادی، نغمه ثمینی، حسن فتحی وافشین هاشمی از بیضایی نوشتند

به گزارش خبرگزاری نیوز تودی، خبر درگذشت بهرام بیضایی در ۸۷ سالگی در سالروز تولدش، پنجم دی‌ماه ۱۴۰۴، خبری نبود که هیچ‌کس آماده‌اش باشد. گویی خبر کم شدن یکی از ستون‌های قلم‌ورزی ایران، خبری است که هر زمان بیاید دریغ و آه و افسوس برمی‌انگیزد. مخصوصا برای ۱۵ سال دوری‌اش از ایران. ۱۵ سالی که

هزار افسوس که بسیار کسان او را از این خانه ترساندند و ناچار کوچاندند/ یادداشت فارِس باقری در عزای بهرام بیضایی

هزار افسوس که بسیار کسان او را از این خانه ترساندند و ناچار کوچاندند/ یادداشت فارِس باقری در عزای بهرام بیضایی

برهنگی، تاریخی دارد؛ تن‌پوشی هم تاریخی. تن‌­پوشی، همان‌­قدر قدمت دارد که برهنگیِ ما. ما چه‌وقت برهنه‌­ایم و چه‌وقت پوشیده؟ انسان بادکنکی نیست که در آن روح دمیده باشند. روح همیشه برهنه است، برهنه و نادیدنی به مانند فرهنگ هر کشوری. تن­‌پوش‌­های ما و برهنگی ما، روح و جسم فرهنگ ماست. ما در طول تاریخِ خود؛

برای بهرام نمایش ایران/ او از سوگ و شیون و زاری بر مرگِ کسان بیزار بود/ یادداشت حسین کیانی در عزای بهرام بیضایی

برای بهرام نمایش ایران/ او از سوگ و شیون و زاری بر مرگِ کسان بیزار بود/ یادداشت حسین کیانی در عزای بهرام بیضایی

او در برابر هر حمله یا مقاومتی از سوی دیوان و اهریمنان پیروز می‌شود و مهاجمی سرسخت است که توان جنگاوری‌اش او را به نام پیروزگرِ بزرگ و افزارمندترین ایزدان و نیرومندترین و فرهمندترین ایزدان در جایگاه شگرف و ستایش‌آمیزی قرار می‌دهد. و گویی بزرگترین و ماندگارترین نمایشنامه‌نویس ایران که نام کوچکش بهرام بود، نسب

چه دردناک است او را در تابوت دیدن/ یادداشت بهروز غریب‌پور در عزای بهرام بیضایی

چه دردناک است او را در تابوت دیدن/ یادداشت بهروز غریب‌پور در عزای بهرام بیضایی

از زبان فردوسی بزرگ، که در این سال‌ها دغدغه‌ی دائم بهرام بیضائی بود، با بغضی که هنوز نترکیده، با اشک‌هایی که هنوز بر گونه‌های جاری نشده اما بی‌شک، بغضم خواهید ترکید و اشک‌هایم جاری خواهند شد چراکه یکی بزرگان تئاتر و سینما ی ایران در غربتی دردناک جان باخت. من در «پهلوان اکبر» او بازی

بیضایی در سوگ شجریان چه سرود؟/ «…که از وی به جا ماند گنجینه‌یی!»

بیضایی در سوگ شجریان چه سرود؟/ «…که از وی به جا ماند گنجینه‌یی!»

به گزارش خبرگزاری نیوز تودی، بهرام بیضایی پس از درگذشت محمدرضا شجریان شعری سرود که در شماره اسفند ۱۳۹۹ مجله بخارا بچاپ رسید.  این شعر با مطلع «ز ما رفت در خاک گنجینه‌یی / ز فرهنگ و آواز آیینه‌یی» از تصویر زیر قابل مشاهده است: یاد دو استاد بزرگ گرامی باد! ۵۹۲۴۳