کد خبر : 13568
تاریخ انتشار : یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۷

خاطره‌ای و فریادی

خاطره‌ای و فریادی

یک دهه بیشتر وقتی با حمید پورآذری و اصغر دشتی و افسانه ماهیان برای عیددیدنی به خانه‌ی دکتر رفیعی رفته بودیم، دکتر، هنگام صحبت از این که چرا برای دیدن تئاتر، کمتر می‌رود گفت: «من به تئاتر می‌روم که چیزی یاد بگیرم، خیلی از این تئاترها چیزی یاد نمی‌دهند.» و به همین سادگی تعریف عمیق خود


یک دهه بیشتر وقتی با حمید پورآذری و اصغر دشتی و افسانه ماهیان برای عیددیدنی به خانه‌ی دکتر رفیعی رفته بودیم، دکتر، هنگام صحبت از این که چرا برای دیدن تئاتر، کمتر می‌رود گفت: «من به تئاتر می‌روم که چیزی یاد بگیرم، خیلی از این تئاترها چیزی یاد نمی‌دهند.» و به همین سادگی تعریف عمیق خود را از تئاترِ خوب داد؛ تئاتری که بتوان چیزی از آن یاد گرفت، فکر و اندیشه‌ای، مفهوم و دریافتی یا ذوق و زیبایی درک‌نشده‌ای.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.